معرفی شهرستان فومن

موقعیت جغرافیایی

فومن شهرستانی است که در محدوده جنوب غربی استان گیلان واقع شده و با وسعتی معادل ۹/۷۷۷ کیلومتر مربع از سمت شمال به شهرستانهای: صومعه سرا و ماسال، از سمت جنوب به شهرستانهای شفت و طارم زنجان، از سمت شرق به شهرستان رشت واز غرب به شهرستان خلخال استان اردبیل هم‌مرز و متصل می‌باشد. مرکز این شهرستان، شهر فومن است که در ۲۷ کیلومتری غرب شهر رشت (مرکز استان) واقع گردیده است. شهر مزبور در حال حاضر دارای مساحتی معادل ۱۴ کیلومترمربع بوده وبا ارتفاع ۱۵ متر از سطح آبهای دریای آزاد، فاصلهٔ آن تا تهران (مرکز کشور) ۳۵۶ کیلومتر می‌باشد. امروزه(۱۳۹۳)این شهرستان به عنوان یکی از ۱۶ شهرستان گیلان، از نظر تقسیمات کشوری شامل دو بخش مرکزی و سردار جنگل، سه شهر به اسامی فومن وماکلوان و ماسوله و شش دهستان به اسامی آلیان، رودپیش، سردار جنگل، گشت، گوراب پس، و لولمان است که در مجموع ۱۶۱ روستای دارای سکنه می‌باشد.

تاریخ

فومن با اراضی دشت سرسبز ومناطق کوهستانی و کوه پایه‌ای، یکی از قدیمی‌ترین و تاریخی ترین منطقه‌های شمالی ایران بوده ودارای قدمتی چند هزار ساله است. سابقه این منطقهٔ کهن به دوران پیش از اسلام می‌رسد و در قرون گذشته از مراکز سیاسی و اقتصادی بخش بیه پس گیلان (گیلان غربی) شمرده می‌شد. تا اوایل قرن یازدهم هجری، یعنی سال‌های آغازین سلطنت شاه عباس کبیر صفوی، مرکز بخش گیلان غربی و همچنین تختگاه و کانون فرمانروایان محلی نیز محسوب می‌گردید و توسط بعضی از آنها مانند خان احمد گیلانی مورد هجوم و غارت قرار گرفته است. شهر مزبور به گواهی تاریخ از جمله شهرهای قدیمی و اولیه گیلان زمین است که درباره ابتدای پیدایش آن آگاهی روشنی در دسترس نیست. قراین تاریخی بیشتر بیانگر آنند که این شهر در دورهٔ پیش از اسلام، یعنی زمان ساسانیان (۶۵۲-۲۲۴ میلادی) و حتی قبل از آن برقرار بوده و گروهی از اقوام کاسپی و کادوسی به عنوان دو قوم از اقوام باستانی سواحل جنوبی دریای خزر حداقل در ۲۵۰۰ تا ۳۰۰۰ سال پیش در این نواحی سکونت داشته‌اند. این اقوام به گواه تاریخ یا آریایی بودند و یا دارای ارتباط حسنه‌ای با آریایی‌ها بودند و انقدر وصلت بین بین قومی صورت گرفته که انفکاک این دو از هم مشکل است. منطقهٔ مزبور از زمانهای دیرین، یکی از کانونهای زندگی دو تیرهٔ گیلک و تالش بوده و با اهمیتی که داشته، پرآوازه نیز بوده است. نام فومن بیشتر از هنگامی به میان آمد که خاندان حکومتگر «گیلانشاه» و «دابویهیان» از اواخر دوره ساسانی به بعد در این سامان به فرمانروایی رسیدند. پس از این، نام فومن با تاریخ خاندان حکومتگر اسحاق‌وند (اسحاقی که نسب خود را به شاهزادگان اشکانی می‌رساندند که ابتدا روستای گشت و بعدها فومن و رشت مرکزیت آنان بوده است) گره خورده است. این خاندان مقتدر محلی از توانمندترین دودمان محلی گیلان بیه پس در قرون هفتم تا نهم هجری به شمار می‌رفتند و مورد احترام سایر امیران محلی مناطق گیلان بیه پس مانند شفت، گسکر، تولم و حتی رشت نیز بودند. از متشخص‌ترین و معروف‌ترین چهره‌های این خاندان به امیره دباج می‌توان اشاره داشت که به هنگام لشکرکشی مغولان به فرماندهی اولجایتو به سرزمین گیلان در اواسط ذیقعده سال ۷۰۶ه. ق (اردیبهشت ۶۸۶ه. ش) در برابر یورش ایشان به همراهی رکابزن تولمی و یارانش به سختی پایداری نمود ولی در نهایت مجبور به پرداخت باج و خراج ابریشم گردید.

برخی از مشاهیر

- کیومرث صابری فومنی (۸ شهریور ۱۳۲۰ تا ۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۳)، معروف به گل آقا، پایه‌گذار مؤسسه گل آقا، نویسنده، طنزنویس، و معلم ایرانی بود..(گل آقل)
- شیون فومنی (میر احمد سید فخری نژاد) از شاعران محبوب و مشهور فومن است.
او در شهریورماه ۱۳۷۷ پس از یک دوره بیماری مزمن کلیوی و انجام پیوند کلیه در یکی از بیمارستانهای تهرانروی از نقاب خاک کشید. آرامگاهش در بقعه سلیمانداراب رشت بنا به وصیتش در کنار سردار بزرگ میرزا کوچک جنگلی است. فومن همواره مهد ادبیان و فرهیختگان و ایران دوستان بوده و در صف اول مبارزه با افراد و گروه‌های ضد ایرانی است.
- از دیگر مشاهیر فومن می‌توان به آیت‌الله اریب ،ایت الله بهجت و آیت‌الله فومنی حائری اشاره کرد.

جاذبه‌های دیدنی

شهرستان فومن یکی از قطب‌های گردشگری ایران است. از جاذبه‌های دیدنی این شهرستان می‌توان به شهرک تاریخی ماسوله و دژ قلعه رودخان اشاره کرد. همچنین چشم اندازها، دشت‌ها، رودخانه‌ها و کوهستان‌های بسیار زیبایی نیز در این شهرستان قرار دارند.

سوغات

از سوغات معروف این شهرستان می‌توان به کلوچه فومن، برنج، چای، توتون، مرکبات، صیفی جات، حصیر و گمج (ظرف پخت و پز غذا) اشاره کرد.

وجه تسمیه

درباره وجه تسمیه یا علت نام‌گذاری فومن و معانی آن نظریه‌های مختلفی اراِئه گردیده وآرای گوناگونی نیز وجود دارد. بااین همه در رابطه با این موضوع آنچه که به حقیقت نزدیک است این است که فومن واژه‌ای بازمانده از زبان ایران باستان بوده که در مجموع از دو بخش «فو» یا «پو» و «من» تشکیل شده است. پو و پویی در زبان اوستایی به معنای در آغاز پناه بخشیدن آمده و «من» نیز به معنی دریافتن و اندیشیدن می‌باشد که با توجه به این فومن را می‌توان پناه‌گاه اندیشه یا اندیشمندان معنا نمود. شاید این جایگاه در آغازکانون و محل گردهم‌آیی اهل تفکر و ریاضت و یا صاحبان اندیشه بوده وبه همین سبب به فومن (پومن) معروف گردیده است. همچنین در فرهنگ فارسی معین واژه فوم به معنای سیر آمده است. این واژه به همراه پسوند ن=ان معنای جایگاه کشت سیر یا کشتگاه بقولات و مانند آن می‌دهد. بنابراین از آنجا که در این ناحیه سیر به عمل می‌آمد، آنجارا فومن نام نهادند. به گفته برخی نام قدیم فومن «بومن» بوده وشاید «فومن» عربی شده پومن باشد.